مرتضى مطهرى

546

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيز جبرى و ضرورت ندانيم نمىتوانيم اثبات كنيم كه « نظام موجودات جهان نظام جبرى و ضرورى است » . در اينجا سه نظريه است : ( 1 ) . معلولات حدوثا و بقائا نيازمند به علت هستند و حدوثا و بقائا از ناحيهء علل خويش كسب وجود و ضرورت مىكنند . اين ، عقيدهء قاطبهء فلاسفه است و در ميان فلاسفه مخالفى ديده نمىشود . ( 2 ) . معلولات در حدوث محتاج به علت هستند نه در بقا ، لكن بقا و ادامه خود به خودى به طور جبر و ضرورت صورت مىگيرد . اين ، نظريهء عده‌اى از دانشمندان جديد است كه از يك عده تجربيات فيزيكى استنباط كرده‌اند . ( 3 ) . معلولات در بقا و ادامه محتاج به علت نيستند و هيچ گونه ضرورت و جبرى هم در بقا و ادامهء آنها نيست . اين ، نظريهء آن دسته از متكلمين است كه از طرفى اصل نيازمندى معلول را به علت در بقا منكرند و از طرف ديگر اصل جبر علّى و معلولى ( اينكه علت ضرورت دهنده به معلول است ) را انكار دارند . فلاسفه براى اثبات نظريهء خويش دلائل متقنى آورده‌اند و آراء و عقايد متكلمين را با طرز عقلانى صحيحى انتقاد كرده‌اند و در متن اين مقاله آنچه متكلمين و ساير طرفداران نظريهء عدم نيازمندى معلول به علت در بقا ابراز داشته‌اند بيان و انتقاد شده و به نظريهء فيزيكى دانشمندان جديد نيز اشاره شده و ثابت شده كه معلول در بقا نيز محتاج به علت است و از ناحيهء علتى كسب وجود و كسب ضرورت مىكند ، و اين مطالب بعداً در ضمن خود مقاله تحت عنوان « اشكال » و « پاسخ » هاى متعدد و مشروحى خواهد آمد و چون اين مطلب علاوه بر آنچه در ضمن اشكال و پاسخ‌هاى اين مقاله گفته شده در مقالهء 9 در ضمن بيان اينكه : « آيا مناط احتياج به علت حدوث است يا امكان ؟ » مشروح‌تر خواهد آمد و در آنجا ناچاريم تمام جوانب و حدود مطلب را ذكر كنيم ، براى اجتناب از تكرار ، از بيان مشروح آن در اين مقدمه خوددارى مىكنيم . براى فهميدن مدعاى اين مقاله همين طرح اجمالى كافى است . ضرورت بالذات و بالغير از آنچه قبلًا در ضمن بيان منشأ ضرورت و امكان گفتيم و از آنچه در ضمن بيان